یهودا
-
تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 23:53
تو همین سفر آخری که با بچه ها رفته بودیم یه پسر باحال و با ادبی همراه ما بود که یه یکم سنش از من کوچیک تر بود.من چون کلا با همه زود دوست میشم و بقیه هم به خاطر رفتارم زود با من احساس صمیمت می کنن خیلی سریع من و این داداشمون با همدیگه اخت شدیم.به این صورت که معمولا تو اتوبوس کنار هم می نشستیم،همراه م...
دوران هنرستان
-
تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 23:53
ریتم دار روی میز میزدم و بلند اهنگ "ای دختر صحرا،نیلوفر" رو میخوندم.بچه ها هم اون وسط مدل اندی میرقصیدن تا اینکه مدیر اومد تو و همونطور که برگ مرگای ریخته شده بچه ها رو از جلو صورتش کنار میزد گفت:کی عروسی عمشو برگزار کرده بود؟عینه آدم بلند شدم باهاش رفتم تا دفتر.سرم داد زد گفت همین جا ،رو این صندلی ...
سلبریدی ها
-
تاریخ: 1401/12/25 ساعت: 23:53
یه چند وقتی هست حالم از هر چی سلبریتی داخلی و خارجی بهم میخوره.اکثر سلبریتی ها تبدیل شدن به یه تابلوی تبلیغاتی خوشگل برای تبلیغات عقاید شیطانی و ضد انسانی و یه مشت طرفدار احمق تر از خودشون حرف های خام و بی سند و مدرک این کودن های پول پرست رو کردن سرلوحه زندگیشون و با همون پیش میرن.دلم میخواد تک تک ک...